سرزمین مادری

سرزمین مادری مهد آن یار دلجویی ست که قرن ها قبل از آمدنم گمشده راهم بوده و خواهیم سپرد جان در جوار شیرینش. چه مقدار خون در عدم خورده باشم که بر خاکم آیی و من مر

ارجمند

 

 

نوشیدن جرعه های مستی آور نگاهت

توازن رقص گلبرگها را مانی ،  بلندای سرو را

عطری در عمق حافظه جانم

هرگز نخواهم به فراموشی سپردن

همچو امانتی از جنس عشق

بر لوح دل خویش آویز کرده ام

نام و عشق واشتیاق و عطش و جاذبه دستانت

آنچنان لیلی که همه مجنون ها و عاشقان در بند ایشان قیامت ها کنند

حق ادای جاذبه  نگاهی ست

این عطش خشکیده بر  لبان را

نوازش ساقه های گل رز مخملی را

مرهمی باشد  و حصل اشک ها ی در تاریکی

نام تو ذکر مداوم   ، اندیشه ات غالب همه اوهام من

حسرتت همچو حسرت مومن  درختان بهشت را

بهترین دلیل بودن    ،   آسمانی ترین  بوسه عشق

 

برچسب‌ها: این ,عطش,عفس,
بایگانی
پیوندهای روزانه
آمار بازدید
آنلاین : 0
بازدید امروز : 9
بازدید دیروز : 33
بازدید هفته گذشته : 136
بازدید ماه گذشته : 127
بازدید سال گذشته : 768
کل بازدید : 3595
x تبلیغات